مقاله اول
چرا از جناح راست بیرون آمدم؟ روایت یک انحطاط، عباس کاکاوند، نویسنده سابق رسالت
بنام خدا
ان الذین یاکلون اموال الیتامی ظلما، انما یاکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا
کسانی که اموال یتیمان را به ظلم می خورند،جز این نیست که شکمشان را از آتش می انبارند و به آتش سوزان جهنم درخواهند آمد.(سوره نساء،آیه 10)
چرا از جناح راست بیرون آمدم؟
روایت یک انحطاط
تحمل ظلم،خیلی آسان تر از تحمل ظالم بودن است.
آلبا دسس پدس
بیش از هر چیز،مایلم نوشته را با بیان این نکته آغاز کنم که اساسا کاربست مفهوم «جناح » در مورد تشکل های سیاسی محافظه کار نادرست بوده و در بهترین حالت ممکن می توان واژه «قبیله» را برای آنان به کار برد. تفسیر روابط.نوع تعاملات و گفتمان حاکم بر محافظه کاران، با رجوع و استناد به درونمایه هایی ممکن می شود که تنها در بین قبایل می توان یافت. از این رو،محافظه کاران بیش از آنکه به لحاظ سیاسی قابل مطالعه باشند شایسته بررسی های انسان شناسانه ای هستند که امروزه توسط باستان شناسان و مردم شناسان در میان قبایل دوردست، بازمانده از تاریخ و عقب مانده صورت می گیرد،قبایلی که در محیطی منزوی و دور از دسترس دیگران را تحت فشار و ظلم و ستم خود قرار می دهند. این چیزی است که کاملا در مورد راست ها صدق می کند و آنان تا کنون با زیرکی توانسته اند خود را از چشم باستان شناسان و مردم شناسان دور نگاه دارند!!
نگارنده با آنکه نزدیگ به سه سال در این جناح به سر برد، اما اکنون که از آنان فاصله گرفته است، تعبیر «بریده» را در مورد خود هرگز صحیح نمی داند. درست بر عکس، این جناح راست و سران آن هستند که بریده اند،به آرمان های ادعایی خود پشت پا زده اند و در حالی که فاصله چندانی با پایان زندگی ندارند حریصانه و در اوج حقارت به تمتع و خوش گذرانی های دنیوی روی آورده و در این مسیر تمام مرزهای اخلاقی و انسانی را زیر پا نهاده اند. حتی مشاهده شدیدترن و شنیع ترین انحرافات جنسی و اخلاقی در بین جناح راست، اینچنین مرا دچار شگفتی نمی ساختند. (تنها یک چیز دیگر مرا تا این حد شگفت زده ساخت: تعداد بی شمار و سرسام آور صندوق های صدقات در خیابان های تهران !) زیرا به گفته رومن گاری : « در قیاس با انحرافات فکری .علمی و سیاسی،کلیه انحرافات جنسی در نظرم یکسره بی اهمیت جلوه می کند. چون از هر چه بگذریم آنان تنها رختخواب ها را به لرزه در می آورند و نه جهان را.»! در جناح راست، انحطاط و سقوط یک تفکر را مشاهده کردم که برای حفظ خود شرایط مصنوعی را بر فضای سیاسی حاکم ساخته و به هر کاری دست می زند. تفکری که نه سنتی است و نه مدرن.
اصولا صورتبندی جناح راست در قالب های سنتی یا مدرن نادرست و تلاشی است بیهوده. انتظار بزرگی است از کسانی که خود را در برتر و ورای هر چیز می دانسته و حتی قوانین ساده منطقی (4=2*2) را با توجه به خواست ها و تصورات ذهنی خود تغییر داده اند، بخواهیم به سنت یا مدرنیسم تن بدهند. باید این پیش فرض تکراری به دور انداخته شود که جناح راست را تابع سنت قلمداد می کند. شاید زمانی بسیار پیش از این می توانستیم آنان را سنتی و تابع آموزه های سنت قلمداد کنیم، اما امروزه آنان از سنت فقط به عنوان یک پوشش برای فریب توده ها استفاده می کنند. این واقعیت را کسانی بهتر متوجه می شوند که خارج از مرزها به تحولات سیاسی ایران می نگرند و دقیقا به همین دلیل است که نفوذ و اقتدار فراملی جناح راست بسیار سریع تر و زودتر از داخل در حال محو شدن است. آنان واقعیتی را نظاره کرده اند که افکار عمومی به تدریج در حال مشاهده کردن آن است. این چندگانگی،تلون و شلختگی فکری و رفتاری جناح راست، در سطح فرهنگی خود نوعی «ریاکاری» پیچیده و چند لایه را در بین آنان ریشه دوانیده است. هدف و غایت این ریاکاری،کسب توامان دنیا و آخرت است. جناح راست می خواهد و در سودای آن است که هر دو دنیا را به تسخیر خویش درآورد.دنیا به جای مزرعه آخرت، باید بهشت زمینی آنان باشد و بدیهی است این بهشت باید جهنمی را در کنار خویش داشته باشد ! این سخن که آنان خود را به ترک دنیا،اجتناب از مال اندوزی و هوس های دنیوی توصیه می کردند امری است مربوط به گذشته که در آن گذشته تنها نقش یک کانون حسرت برانگیز را ایفا می کند که جبران آن بر حال و آینده سنگینی می کند. یک مسابقه ثروت اندوزی و خوش گذرانی در جناح راست راه افتاده که قربانی آن مردم ایران و ایتام و فقرا هستند. مثلا جالب است بدانید کسی که خود را مظهر ساده زیستی وانمود می کند، در شهرستان یک زندگی برای خود فراهم ساخته که از زمین تا آسمان با زندگی تهرانش متفاوت است. خانه او در تهران حتی فرش هم ندارد ، اما در باغ هزار هکتاری پسته اش ویلایی در حال سر به فلک کشیدن است!
ریاکاری آنان پیامد ناگزیر تناقضی است که در تفکرشان وجود دارد. یک «نظام نمادین ریاکاری» ابداع کرده اند که در سه سطح عمل می کند:
1. سطح درونی و فردی: سران جناح راست عمیقا به تقوی و پرهیزگاری خود اعتقاد داشته و دروازه های بهشت را از هم اکنون پیش چشمان خود گشوده می بینند! مساله فقط این نیست که آنان از دیگران انتظار دارند ریاکاری شان را به رسمیت بشناسد، بلکه خود بیش از همه به چنین توهمی رسیده و در عین حال که به هر کاری دست می یازند،ذره ای تردید در تقوی و دیانت خویش ندارند. ساختار روانی آنان به گونه ای است که می تواند این تناقض و دوگانگی عظیم را هضم کند!
2. سطح بین فردی: مهم ترین انتظار سران جناح راست از اطرافیان خود به رسمیت شناختن و تایید این نظام نمادین است. از هم این روست که چاپلوسی و تملق مهم ترین کارویژه افرادی باید باشد که با این جناح در تعامل هستند. چاپلوسی معنای عمیقی دارد و آن این که ما بپذیریم فرد مقابل از هر حیث مبری از خطا بوده و پیشاپیش به هر گونه حرف و نظر او تن در دهیم. چاپلوسی یعنی در درون شبکه نظام نمادین ریاکاری قرار گرفتن و خود را تابع و تایید کننده آن ساختن و این مهم ترین و بنیادین ترین وظیفه هر فردی است که می خواهد وارد جناح راست شود. «نظام نمادین ریاکاری» جایگاهی برای «دیگری» به جز «رعیت و برده تایید کننده» باقی نمی گذارد. «حق» یعنی چیزی که از اصالت برخوردار است ومی تواند ریاکاران را رسوا کند و این همان چیزی است که تنفر سران جناح راست را برمی انگیزد. هر زمان که مردم بخواهند حق خود را مطالبه کنند (مانند دوم خرداد )، ناخواسته پرده های ریاکاری و تزویر را کنار زده اند .و این مایه وحشت و عذاب برای جناح راست است. درست به همین دلیل است که جناح راست با هر تفکری که در آن مردم نقش و جایگاهی داشته باشند، از اساس مخالف است و هرگز نمی تواند خود را با آن سازگار سازد. مردم تنها می توانند و باید در نقش یک رعیت و بنده ظاهر شوند و انسان مفهومی است مرده که در روان آنان کوچکترین پژواکی ایجاد نمی کند! انسان یعنی بشر صاحب حق ،یعنی آنکه آزاد است و این چیزی است که جناح راست هیچگاه به آن تن در نخواهد داد، چرا که با ذهنیش ناسازگار بوده و روانش را پریشان خواهد ساخت. مخالفت جناح راست با مردم سالاری و دموکراسی، مبنا و زیرساخت روانی دارد و بدین دلیل است که برای مطالعه و تحلیل جناح راست بیش از فیلسوفان سیاسی به روان شناسان،باستان شناسان و مردم شناسان نیاز داریم! مردم سالاری دینی ادعایی شان،نه مردم سالاری است و نه دین در آن جایی دارد. آنان مردم و دین،هر دو را به بازی گرفته اند. مردم سالاری دینی جناح راست،از ریاکاری ریشه گرفته که تناقض حل ناشدنی بین این دو مفهوم تنها نمود ظاهری آن است. نسبت جناح راست با دین یک نسبت منفی است، یعنی این جناح تنها می تواند کارکرد دین زدایی داشته باشد. بسیار مشکل است کسی به این جناح وارد شود و بتواند اعتقادات دینی خود را حفظ کند!
3. سطح بین خدا وبنده: مرزهای ریاکاری آنان،چنان گسترش یافته که برای تکمیل «نظام نمادین ریاکاری» لازم است اخلاص بنده در مقابل خدا دچار بازتعریف شود و در آنچه که پیشوایان دین در این مورد گفته اند تغییر صورت گیرد! «اصل نظام» نیز ترفندی است که سران جناح راست برای حفظ ته مانده مشروعیت خود بدان متوسل می شوند، مفهومی کلی و مبهم که تعیین و تعریف آن بر عهده جناح راست است. بدین ترتیب و در چارچوب گفتمان جناح راست «اصل نظام» متنی باز و گشوده می شود بر فراز همه متن ها (دین ، قانون اساسی و …) که به دلخواه می توان هر چیزی را بر آن تقریر کرد. اگر زمانی«اصل نظام» یعنی مصرف بیت المال در مسیر انتخابات،امروز «اصل نظام» به معنای صرف بیت المال برای برج سازی و فردا یعنی خرج صیغه ها را پرداختن!
پوسته این نظام نمادین ریاکاری چنان سست و شکننده است که مشکل به نظر می رسد آنان جز برای مدتی کوتاه بتوانند دنیا را به کام خویش ببینند و در نهایت آنچه به دست خواهند آورد کامروایی کوتاه مدت و گذرا از دنیا در مقابل از دست دادن آخرت است، و این ÷ایانی تراژیک و هولناک برای آنان است.
عباس کاکاوند
(دبیر سابق واحد سیاسی جامعه اسلامی مهندسین)
مقاله دوم
کالبد شکافی آبادگران، عباس کاکاوند (نویسنده سابق رسالت)
گروه موسوم به «ائتلاف آبادگران ایران اسلامی» با شعاری به صحنه انتخابات آمد که اساسا نفی مبنای وجودی خویش است: پیشرفت. اگر قرار بود از تمامی واژه ها و مفاهیم مثبت موجود در زبان، یکی را انتخاب کنیم که ، فراتر از عدم سنخیت ،در تضاد و تقابل ماهوی با این گروه قرار داشته باشد، پیشرفت بهترین و مناسب ترین واژه است! درواقع، نحوه شکل گیری آبادگران نمایانگر عقب گرد در توسعه سیاسی است و آبادگران با حضور خود آسیب جدی به توسعه سیاسی و روند دموکراتیزه شدن جامعه وارد ساخته اند. دموکراسی بر شالوده یی استوار می گردد که می توان آن را اصل بازنمایی (Representation) نام نهاد . بازنمایی،به عنوان هسته اصلی دموکراسی، بدین معناست که حکومت وظیفه ای جز بازنمایی و انعکاس خواست ها،نیازها و مطالبات مردم ندارد . به گفته جان دیویی: « نظام سیاسی بازنمودی دست کم باید بر اساس منافع عمومی به شکلی که در رای مردم ظاهر می شود، استوار گردد.»
هر نظام بازنمودی دارای سه جزء است : 1. عنصری که مورد بازنمایی واقع می شود( در اینجا رای و خواست مردم ) 2 . فرد یا کانون بازنمایی کننده ( نماینده ) 3. روندی که بازنمایی را ممکن و میسر می سازد ( انتخابات).
می توان این صورت بندی نظری را مبنا یی برای تحلیل و کالبدشکافی آبادگران قرار داد. آبادگران در اصل پوششی است برای فعالیت های مرکزی به نام «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی» که جناح راست از مدت ها پیش برنامه ها و طرح های خود را در آنجا تنظیم و طراحی می کند. می توان گفت شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی، جایگزین جناح راست شده است و ابادگران در.واقع محصول و نتیجه تلاش هایی است که در این به اصلاح شورا انجام می شود.. دروهله اول این گونه به نظر می رسد که آبادگران گروهی مستقل از جناح راست بوده و ارتباطی با تشکل های محافظه کار ندارند و این دقیقا همان ترفندی است که برای فریب و گم راه ساختن افکار عمومی به کار بسته اند. جناح راست به خوبی می داند در بین مردم نه تنها محبوبیتی ندارد، بلکه حضور افراد با چهره سیاسی راست (مانند عسگراولادی و بادامچیان) موجب انزجار و دوری هر چه بیشتر افکار عمومی از آن ها خواهد شد. بنابراین تشکلی به نام آبادگران راه انداخته اند تا بدین ترتیب افکار عمومی را در مورد هویت واقعی خود فریب دهند.
آبادگران در حالی خود را فراجناحی و بی ارتباط به جناح راست وانمود می سازند که کاملا تحت سیطره و نفوذ شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی قرار داشته و این شورا کانونی است که آبادگران را به جناح راست پیوند می دهد. نخستین بار در انتخابات شوراها، احمدی نژاد مسوولیت بررسی و تنظیم فهرست جناح راست را به عهده گرفت و در وافع تمام افرادی که به نام آبادگران معرفی شدند پیشاپیش توسط احمدی نژاد مشخص شده بودند. در مرحله بعد، این شورا ی شهر بود که احمدی نژاد را به عنوان شهردار انتخاب کرد! نخست شهردار شورای شهر را برگزید و بعد شورای شهر، شهردار را ! بدین ترتیب آشکارا آبادگران مولفه دوم بازنمایی (فرد یا کانون بازنمایی کننده ) را نفی کرده و با حضور خود آن را به دور انداخته است. آبادگران، مردم (یعنی همان کسانی که قرار است شاهد سربرآوردن ژاپن اسلامی باشند) را در مورد هویت واقعی خود فریب داده اند و این روند همچنان ادامه دارد. جناب آقای حداد عادل که از غیر جناحی آبادگران صحبت می کند بهتر است در مورد جلساتی که هر شنبه بعد از ظهر با حضور افرادی مانند کردان، ضرغامی باهنر حاج رحیمی در محل جامعه اسلامی مهندسین برگزار می شود توضیح بدهند. متاسفانه آبادگران فاقد صداقت دموکراتیک هستند و این امر پیشاپیش هر گونه ادعا و شعار آنان را زیر سوال می برد. افزون بر این، ابادگران به دلایل دیگری نیز با معیارهای دموکراتیک ناسازگاراند.آبادگران کمتر امکان پاسخگویی شفاف و دموکراتیک داشته و عملکرد آن ها عمدتا در پشت پرده و بدور از افکار عمومی رقم خواهد خورد. آبادگران ماهیتی غیر شفاف ، کدر و. مبهم دارند و این نقیصه با یک فضای دموکراتیک سازگار نبست. شورای شهری که تمامی اعضای ان توسط شهردار انتخاب شده اند.چکونه می تواند بر عملکرد شهرداری نظارت داشته باشد و او را وادار به پاسخگویی کند؟بی دلیل نیست که اعضای شورای شهر تمایل دارند کمتر خبری از این شورا به گوش افکار عمومی برسد.. تنها در یک مورد که یکی از اعای شورا (امیر رضا خادم ) نسبت به انتصاب شیخ عطار به عنوان رییس همشهری اعتراض کرده بود، با واکنش تند جناح راست مواجه گردید. نمایندگان آبادگران نیز فاقد استقلال و قدرت حرکت فردی بوده .و ناچاراند به برنامه ها ی سران جناح راست تن بدهند.
در واقع آبادگران بییشتر نماینده جناح راست است تا نماینده مردم و به جای انعکاس خواست های مردم ناگزیر است در مسیری گام بردارد که جناح راست تعریف و مشخص می سازد. مردم، نماینده و انتخابات (به عنوان عناصر بازنمایی) جای خود را به جناح راست، آبادگران و انتصابات (از طریق شورای هماهنگی ) داده اند و این یک عقب گرد آشکار در فرایند توسعه و پیشرفت است .
تکمله:
انتشار مقاله «چرا از جناح راست جدا شدم؟» واکش هایی را برانگیخت که مایلم در مورد آن توضیح بدهم:
- اول اینکه نوشته مذکور متعلق به این جانب بوده و در صحت و اصالت ان تردیدی وجود ندارد. نگارنده حاضر به دفاع از مطالب نوشته مذکور هستم.
- دوم سایت دریچه (متعلق به آقای امیر محبیان) علاوه بر توهین نسبت های دروغی به بنده وارد کرد. اینجانب متولد بهمن 1353 هستم، تحصیلات خود را در مدارس مفید تهران (یکی از معتبرین مراکز آموزشی کشور) طی کردم و جزو چهل نفر اول المپیاد های فیزیک و ریاضی کشور بوده ام. در سال 1372 در رشته فیزیک دانشگاه صنعتی شریف به عنوان اولویت اول خود پذیرفته شدم . پس از دو سال تحصیل ، به دلیل علاقه شدیدی که به مباحث فلسفی و علوم اجتماعی پیدا کردم فیزیک را به کناری نهاده و به طور شخصی به مطالعه فلسفه ، ادبیات و علوم اجتماعی پرداختم در عین حال درس خود را به طور کج دار و مریزی ادامه دادم. تا اینکه در سال 1377 و در حالی که نزدیک به 110 واحد را گذرانده بودم درس را کنار گذاشتم . (حتی اگر بهره هوشی من به اندازه آقای محبیان بود « در سال اول بدلیل ناتوانی در تحصیل اخراج نمی شدم» و می توانستم دست کم به اندازه یک سال و نیم ـ معادل سه ترم مشروطی به تحصیل ادامه بدهم !)
- مدتی به عنوان مدیر بخش پژوهش دفتر مطالعات فرهنگی داشنگاه صنعتی شریف مشغول به کار بوده و دبیر سمینار دانشجویی پسامدرنیسم بودم که در خرداد 1378 در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد . در زمستان 1379 وارد روزنامه رسالت شده و به عنوان نوبسنده بخش اندیشه و سپس بخش سیاسی مشغول به کار شدم. بعلاوه در تشکیلات جامعه اسلامی مهندسین نیز وارد شده و کارهای واحد سیاسی را انجام می دادم . علاوه بر این که جزو هیات تحریریه جام هفته نیز بودم ( مقالات من در این نشریه به اسم خودم چاپ شده و موجود است ، ) در عین حال در موسسه پژوهشی یاس نیز در بخش احتماعی فعالیت می کردم . در پاییز 1381 به عنوان دبیر واحد سیاسی جامعه اسلامی مهندسین انتخاب شدم. تا این که در مهر ماه 1382 استعفای خود را تقدیم کرده و به طور همزمان از تمامی مراکزی که در آن مشغول به کار بودم ، بیرون آمدم. (مدارک و اسناد تمامی این موارد موجود است .)
- به علاوه با عفو رهبری من دیگر سرباز فراری محسوب نمی شوم.
عباس کاکاوند
(دبیر سابق واحد سیاسی جامعه اسلامی مهندسین)
مقاله سوم
شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی، پشت پرده جناح راست، عباس کاکاوند
طنز نهفته در سیاست ایران این است که قدرت مندترین و تاثیرگذارترین تشکل سیاسی راست، هرگز الزامی برای شناساندن و معرفی خود به مردم ایران ندیده و همواره مانع از این شده است که چیزی از آن به گوش افکار عمومی برسد در حالی که تشکل هایی مانند موتلفه، جامعه مهندسین،ایثارگران، جبهه پیروان خط امام و رهبری و… دارای اساس نامه، دفتر مشخص و اعضا بوده و در وزارت کشور به ثبت رسیده اند، گروهی که بر فراز و در راس همه این ها قرار دارد و تعیین کننده برنامه ها و خط مشی هایشان است، شدیدا و به گونه ای قابل تامل از علنی شدن خود وحشت دارد! این تشکل، «شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی» نام دارد. شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی نه در وزارت کشور به ثبت رسیده، نه نشانی آن موجود است و نه هویت اعضا، دست اندرکاران و گردانندگان آن مشخص است. شاید در طول تاریخ سیاسی ایران بعد از انقلاب، کمتر تشکلی را بتوان یافت که تا این حد به مخفی کاری روی آورده باشد. دلیل این مخفی کاری افراط گونه چیست؟ پاسخ به این پرسش، ما را به درون تاریک خانه شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی می کشاند.
شورای هماهنگی، اساسا یک تشکل سیاسی به معنای متداول آن نیست. در این به اصطلاح شورا گروه ها، نهاد ها و کانون های قدرتی عضو بوده و نقش آفرینی می کنند که به هیچ وجه نمی توانند و نباید با جناح ها یا احزاب رسمی کشور در تماس مستقیم باشند. شورای هماهنگی، مرز بین نهادهای حکومتی و احزاب سیاسی را از بین برده و محافظه کاران را از یک جناح به عضو و همه کاره حاکمیت ارتقاء مقام داده است. به عنوان نمونه، صدا و سیما را می توان نام برد. کردان، معاون مالی صدا و سیما، و ضرغامی، معاون پارلمانی، دو نفری هستند که به نمایندگی از صدا و سیما مرتبا در جلسات شورای هماهنگی شرکت کرده و این نهاد را از صورت یک رسانه ملی به شکل بازوی تبلیغاتی جناح راست درآورده اند. (علاوه بر این دو معاونت، هاشمی معاون آموزشی صدا و سیما و خواهرزاده باهنر را نیز باید نام برد که مدیریت اجرایی دفتر مرکزی شورای هماهنگی را بر عهده دارد!) سایر نهادهای حکومتی نیز هر یک به تناسب در شورای هماهنگی نقش آفرینی کرده و نمایندگانی دارند که مرتب در جلسات آن شرکت می کنند. در این جلسات هم نماینده موتلفه و کمیته امداد حضور دارد (حمید رضا ترقی)، هم نماینده سازمان تبلیغات (محمد حسین موسی پور)، هم از تشکل ایثارگران نشانی می توان در آن یافت (علی دارابی) و هم پاره ای ارگان ها ونهادهای نظامی حضور دارند، هم حجت اسلام قمی شرکت می کند و هم نماینده بازار (احمد کریمی) حضور به هم می رساند و هم نماینده دانشگاه آزاد (حاج رحیمی) !! و البته حاج آقا ناطق نوری در این شورا نقش کلیدی دارد . محمدرضا باهنر (پیشکار ناطق ) نیز به عنوان رییس شورای هماهنگی منصوب شده است. بدین ترتیب دلیل،مخفی کاری بیش از حد شورای هماهنگی آشکار می شود: بسیاری (و شاید تمامی) نهادها و ارگان های حکومتی با یک جناح هم کاسه شده اند و منافع مشترک و برنامه ها و اهدافی دارند که آنان را به یکدیگر پیوند داده است. بولتن محرمانه «شورای هماهنگی» (رسانه ارتباطی این شورا با دفاتر و هواداران که در تیراژ بیش از 50 هزار نسخه به صورت هر دو هفته یک بار منتشر می شود) پس از 42 شماره! و در مطلبی با عنوان «آشنایی با شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی» در این باره می نویسد: «فقدان مرکزیت مقبول و همه جانبه در بین نیروهای انقلاب از جمله ضرورت های اصلی تشکیل شورای هماهنگی بوده است . » (به کاربرد کلمه «مرکز» دقت شود) . در ادامه : « جریان نفوذی و خودفروخته ٍدنبال تسخیر سنگرهای نظام است و با استفاده از رسانه ها (خصوصا مکتوب ) و جنگ روانی زمینه ساز و هم صدا با دشمن خارج شده و دفع آن مستلزم انسجام داخلی است و در یک جمع بندی کلی این نتیجه حاصل می شود که نیروهای وفادار به اسلام، انقلاب ، امام و رهبری چاره ای ندارند جز این که از سلایق و گرایشات جانبی دست برداشته و در جهت پاسداری از اصول بنیادین انقلاب با وحدت و انسجام وارد صحنه شوند».
در واقع ما در این جا با دو راست روبرو هستیم: راست مجازی متشکل از گروه های 18 گانه (ائتلاف خط امام و رهبری) که نقش چندانی ندارند (و اغلب به عنوان یک پوشش و فریب برای انحراف افکار عمومی از فعالیت های شورای هماهنگی مورد استفاده واقع می شوند) و راست واقعی که در درون شورای هماهنگی نهفته است که این دوگانگی خود بازتابی دیگر از رفتار دوگانه و ریاکاری مخالفان اصلاحات است.
همان طور که در مقاله «کالبدشکافی آبادگران» گفتم آبادگران مجموعه ای طراحی شده در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی است و نمایندگان آن کاملا مجبور به حرکت در مسیرتعیین شده توسط سران و روسای این شورا هستند. از این رو،کاربست مفهوم «فرمایشی» برای آبادگران هرگز دور از حقیقت نیست. آبادگران نماینده شورای هماهنگی و جناح راست هستند و نه نماینده مردم! لیست آبادگران، نیز برایند کشاکش و درگیری هایی است که بین کانون های قدرت تشکیل دهنده شورای هماهنگی وجود داشته و ; پس از تشکیل مجلس شدت و عمق بیشتری یافته و در افکار عمومی نیز انعکاس خواهد یافت.
اما اجمالا موارد زیر را مطرح می کنم و امیدوارم جناح راست (دست کم برای تکذیب !) پاسخ دهد:
1. ساختمانی که در خیابان فاطمی ، خیابان کاج، کوچه هشت بهشت، کوچه اردشیر، پلاک 52 قرار دارد در اصل متعلق به کجاست، آیا در ابتدا برای نهاد کمیته امداد نبوده و شیوه خرید و معامله آن چگونه بوده است ؟ چرا این ساختمان را به اسم جامعه مهندسین سند کرده اند، در حالی که دفتر جامعه در خیابان خردمند قرار دارد؟ این پنهان کاری و فریب برای چیست؟
2. آیا محمد رضا باهنر رییس شورا برای اخذ وام 500 میلیون تومانی بدون بهره و کارمزد (با بازپرداخت ماهیانه 75 هزار تومان !)سه نفر از کارکنان دفتر مرکزی را مجبور نکرده است هر کدام 50 میلیون تومان به اسم خود و در واقع برای شخصیت «زاهد» و «پرهیزگار» باهنر وام بگیرند؟!
3. موسسه پژوهشی «یاس» واقع در خیابان میرزای شیرازی به کدام نهاد حکومتی وابسته است و بودجه آن مستقیما از کجا تامین می شود؟
4. بودجه شورای هماهنگی از کجا تامین می شود و ساختمان های این شورا در تهران و مراکز استان ها توسط کدام نهادهای حکومتی فراهم شده است؟ نقش کمیته امداد در تامین هزینه های شورای هماهنگی چیست؟
عباس کاکاوند
(دبیر سابق واحد سیاسی جامعه اسلامی مهندسین)
