تبليغاتX
گفتمان اصلاحات - تشیع مدنی

گفتمان اصلاحات

وبلاگ اندیشه ای با رویکردی به حوزه های مختلف اقتصاد سیاسی و گاهی شخصی

 

اکثریت ساکنان کشورهای ایران، عراق، آذربایجان و بحرین را شیعیان تشکیل می دهند و مابقی نیز بصورت اقلیت در کشورهای لبنان، کویت، عربستان و ... زندگی می کنند. اما در این میان به دلیل نقشی که جنبش شیعیان در لبنان ایفا می کند، نقش این کشور را تا حدی ارتقاء می دهد که مباحث حوزه لبنان از اهمیتی همسان با موضوعات ایران و عراق برخوردار می گردد. با توجه به اهمیت ایران و عراق در مسائل منطقه و جنبش حزب الله لبنان در سطح منطقه نکته ای قابل طرح است و آن اینکه جنبش شیعیان چه در سطح نهضت و چه در سطح نظام در کشورهای مختلف رنگ و بوی متفاوت دارد. همانطور که در مورد مارکسیسم نیز می توان اینگونه گفت. در كشورهاى عقب مانده، ماركسيسم بيشتر غيرعقلانى شده است چنانكه در روسيه ماركسيسم به شكل بلشويسم، در چين در قالب مائوئيسم (انقلاب فرهنگى و تئورى سه جهان) و در كامبوج به شكل پولپوتيسم (مخالفت با هر گونه مظهر تمدن شهرى) درآمد. خمر هاى سرخ حتى با نفس مفهوم شهر مخالف بودند به اين معنا كه هرچه كشورى عقب مانده تر باشد، ماركسيسم آن نيز عقب مانده تر است. تشیع نیز از این قاعده مستثنا نیست با این تفاوت که اگر ماركسيسم ايرانى گرته بردارى مغلوطى از مائوئيسم و بلشويسم بود و رنگ و بوى منجى گرايى دروغين داشت هرگز نمی توان پذیرفت که تشیع ایرانی از تشیع لبنانی و عراقی عقب مانده تر باشد! صرفنظر از وقایع متعدد و متنوع تاریخی، جنبش شیعی تنها در ایران است که از نهضت به نظام درآمده است. جنبش حزب الله لبنان به خصوص از جریان جنگ 33 روزه به بعد و در جریانات اخیر که ناجوانمردانه شبکه العربیه و الجزیره به آن عنوان انقلاب حزب الله! دادند، نشان داد که شیعیان تنها نیروی قابل اتکایی در لبنان هستند که هم به موازین دموکراتیک و حقوق بشری پایبندند، هم در فکر منافع ملی کشور خویشند و هم تجسم مقاومت و ایستادگی اصیل شیعی در برابر زور و تجاوز هستند. بدون تردید حزب الله لبنان متاثر از تحولات زمان حیات امام و  8 سال دفاع مقدس بوده است که توانسته است مصالح فراهم آمده را به قصد بنای عمارت تشیع مدنی به کار بندد. امروز عملکرد گوناگون حزب الله لبنان که ثمره تلاش های اولیه امام موسی صدر و یاران اوست، نشان داده است که ترکیب عناصر عقلانی با جوهره دینی نه تنها امکانذیر است بلکه مطمئن ترین گزینه و تنها راه اعتماد زندگی دنیوی نیز هست. اما بر عکس در عراق با جوانک متهم به قتلی - مرحوم عبدالمجید خوئی - روبرو هستیم که بلاهت از چشمانش می بارد. نحوه سخن گفتن و راه رفتنش تداعی کننده الوات است! مقتدی صدر باید از رو در رو قرار گرفتن نواب صفوی در برابر مرجعیت، روحانیت سیاسی و روشنفکران دینی در ایران درس بگیرد و منافع ملی کشور و ارزشهای دموکراتیک و حقوق بشری را به پای هواهای نفسانی خود قربانی نسازد. او باید بداند در زمانی که دولت شیعی و مردمی در عراق مستقر است و در عین حال بر علیه چنین دولتی خروج مسلحانه می نماید، بر دولت مستقر است که دفع شر نموده، او و اعوان و انصارش را تار و مار نماید. متاسفانه همین اتفاق در ایران هم رخ داد با این تفاوت که در اینجا این روحانیت تندرو و واپسگرا نبود که خروج سازمان یافته مسلحانه می کرد، بلکه این مجاهدین خلق بودند که این بار را به دوش کشیدند و سزای آن را نیز پرداختند. همین هم از دلایل عقب ماندگی جنبش شیعیان عراق است که روحانیت تندرو داعیه دار استعمار زدایی و عدالت خواهی اش باشد. اقدامی که در ایران با واکنش مرجعیت و روحانیت سیاسی و بعدها نیز با مخالفت امام مواجه شد. البته جریان روشنفکری دینی عراق نیز باید نگران برآمدن جریانی مسلح و تندرو از بستر خویش نظیر مجاهدین خلق ایران باشد. در لبنان نیز بخشی از دروزی ها - که بازماندگان فرقه اسماعیلیه در لبنان هستند - به سرکردگی عنصری تبهکار و بانفوذ به نام ولید جنبلاط (+ ، ++ ، +++ ، ++++) نقطه مقابل فعالیتهای حزب الله لبنان هستند. به هر حال همین ترابط و یارگیری مفهومی است که در ارتقای اندیشه تشیع مدنی می تواند موثر باشد و روز به روز تکامل یافته تر گردد. بصیرت و درک حزب الله لبنان در اقدام به هنگام خویش که در راستای هدف والای مقاومت بود را می ستایم و بر اقدام عظیم تر و مهمتر آنان در واگذاری اماکن تصرف شده به ارتش لبنان درود می فرستم. امیدوارم این روند هماره ادامه یابد. البته با توجه به دست بالای اقتدارگرایان ایرانی در قدرت نمی توان منکر کنشهای از سنخ اقتدارگرایی و سعی در تاثیر آنها بر جنبش حزب الله داشت، اما همانقدر که این تلاشها در مورد اصلاح طلبان ایرانی موثر بوده است ظاهرا" بر حزب الله لبنان نیز موثر خواهد بود! و اما پیامی که برای اقتدارگرایان ایرانی می توان داشت این است که در هر حال ما به عنوان ایرانیان كه در حال حاضر جمعیت و جغرافیایی را معادل یك صدم جهان تشكیل می‌دهیم و به عنوان شیعیان كه حدود 5/2 درصد جمعیت دنیا هستیم (150 میلیون نفر بین 6 میلیارد انسان) و به عنوان مسلمانان كه بین 21 تا 25 درصد جمعیت جهان (بین یك میلیارد و دویست تا یك میلیارد و پانصد میلیون نفر) را تشكیل می‌دهیم و در سه چهارم كشورها در اقلیتیم، به سودمان است كه از حاكمیت قوانین و حقوق یكسان و برابر دفاع كنیم. بویژه با توجه به اینكه شیعیان به صورت مضاعف در اقلیت به سر می‌برند، یعنی بین مسلمانانی كه خود در اكثر كشورهای جهان در اقلیت به سر می‌برند، اقلیت‌اند و تنها در ایران، عراق، آذربایجان و بحرین شیعیان اكثریت سكنه را تشكیل می‌دهند، باید به درایت دریابیم كه حاكمیت معیارهای واحد به سود آرمان، امنیت و منافع كوتاه و بلندمدت ما است و توجیه یا كاربرد استانداردهای دوگانه به ضرر ماست.

 

 

 

 

در همین زمینه:

 

جنگ در بیروت چگونه آغاز شد ؟

دفاع تمام‌عيار نخست‌وزير اهل سنت لبنان از حزب‌الله

استراتژي بازدارنده حزب‌الله در جنگ بيروت

اقدام صالح - علی شکوری راد

 

 

 

 

لینک سایت طراوت به مطلب

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:21  توسط هادی حبیبی  |