
چند روز پیش جبهه مشارکت ایران اسلامی مراسمی در اعتراض به "ادامه تضییع حقوق شهروندان" و عضو آزاداندیش در بندش هادی قابل برگزار کرد. حضور میهمانان و شرکت کنندگان در مراسم به خصوص آقایان عبدی، علوی تبار و فرزند آیت الله منتظری مدظله العالی به مراسم طراوت خاصی بخشیده بود. اما آنگاه که بغض فرزند نجیب قابل - آقا روح الله - به هنگام قرائت عبارت پایانی پیام پدرش "قم - زندان لنگرود" شکست، برای من لحظه ای بسیار سخت و دردآور بود. آخر مگر قابل چه گفته است که هم باید 40 ماه زندان را دور از محل اقامت خانواده تحمل کند و هم خانواده محترمش اینگونه مورد آزار قرار گیرند؟! (+ ، ++) خود آقای قابل به این پرسش البته پاسخ گفته است. توجه شما را به بخشی از سخنان آقای قابل که در مصاحبه با خبرنامه داخلی جبهه مشارکت شماره 102، صفحه 9 چاپ شده است جلب می کنم:
"من این را رسما" اعلام می کنم که فقط بخاطر این مصاحبه دارم این غرامت سنگین را می پردازم چراکه گفته ام خبرگان باید بر رهبری و نهادهای تحت امر رهبری نظارت کند، این کفری است که من در این کشور گفته ام! و همین جا می گویم که خبرگان بدانند. مراجع، علما و روحانیت این کشور بدانند که من فردای قیامت از یکایک آنها نخواهم گذشت. از شخص رهبری هم نخواهم گذشت. این دنیا هر کاری می خواهند می کنند اما قیامتی هم هست و محاکمه قیامت هم هست. من آنجا نخواهم گذشت که در این کشور بخواهند اینگونه با یک روحانی که سابقه خود و خانواده اش کاملا" روشن است و آقایانی که زندگی من را زیر ذره بین داشته اند، کوچکترین خلاف اخلاقی، مالی و اعتقادی نتوانسته اند از من بدست آورند [رفتار کنند]. سرم را بلند می گیرم و در این جامعه سربلند هستم. چرا که من بخاطر پاک بودن این حکم سنگین را تحمل می کنم. اگر مثل بعضی ها بله قربان گو بودم، هزار کثافت کاری هم می کردم امروز با من کاری نداشتند. نمونه های فراوانی هم دارم که دور این آقایان هستند و خیلی از این کارها کرده اند اما کاری با آنها نداشته اند!"
داد خواهیم این بیداد را ...

