تبليغاتX
گفتمان اصلاحات

گفتمان اصلاحات

وبلاگ اندیشه ای با رویکردی به حوزه های مختلف اقتصاد سیاسی و گاهی شخصی

 

اخيرا" سايت بازتاب متن کامل سخنرانی سعید امامی در دانشگاه همدان كه در عين قديمي بودن، معمولا" در پس طرح آن اهداف از پيش تعيين شده اي موجود بوده است را منتشر كرده است. نكته جالب اين است كه سايت بازتاب در قسمتي از توضيحات خود در مورد اين سخنراني اينگونه آورده است كه شعار ايران براي ايرانيان دو سال قبل از اينكه به شعار جبهه مشاركت تبديل شود، اولين بار توسط سعيد امامي مطرح شده است! حال اينكه چگونه و به چه منظور دست اندر كاران سايت بازتاب از بین اینهمه مطالب سخیف و بی ارزش موجود، اين تشابه عبارتي را آنهم پس از اين همه مدت، از بين اين سخنراني تقريبا" فراموش شده بيرون كشيده  و بين آنچه جبهه مشاركت مي گويد و آنچه اين عنصر معلوم الحال در پس ذهن داشته است اين هماني برقرار كرده اند، پرسشي است كه تنها ياران سردار سبزوار(محسن) رضايي بايد به آن پاسخ دهند! ابتدايي ترين نكته اي كه به هر ذهن سليم و  مستقل از قدرتي مي رسد اين است كه چه بسيار تشابهات رفتاري و لفظي كه در پس آنها معاني نه تنها متفاوت بلكه دقيقا" متناقض نقش بسته است. وقتي در پس رفتارهاي مشابه، اهداف و معاني اينچنيني مشهود است به طريق اولي در تشابهات گفتاري مصاديق بيشتري يافت خواهد شد. نيازي به اين نيست كه بعنوان مثال: در پس رفتار مشابه التزام عملي به قانون اساسي و يا شركت در يك راهپيمايي الزاما" يك معنا و هدف خاص نهفته باشد. همانگونه كه در مورد كلماتي مانند اصلاحات، دين، شايسته سالاري و ... نيز  اينگونه است. نكته ديگر عدم درك سهوي يا عمدي يك تناقض بسيار آشكار و واضح در اين قسمت از سخنان سعيد امامي توسط سايت بازتاب است. امامي ابتدا در پاسخ به سوال يك دانشجو اينگونه استدلال مي كند كه مملكت فقط مال حزب اللهي ها نيست و هر ايراني مي تواند در ايران زندگي كند و ايران مال همه ايرانيان است. حتي افتخار هم مي كند كه به همه ايرانيان اجاره پاسپورت داشتن هم مي دهد! اما بلافاصله در جمله بعد مي گويد: "اما حافظ نظام حزب الله است!" طبيعي است كه از ديد امامي اين حفاظت بر عهده همان ايرانيان بخش نخست نمي تواند و اساسا" نبايد كه باشد! چرا كه ممكن است آن ايرانيان بخش نخست اصل نظام را از خود ندانند و لذا نتوانند از آن به درستي حفاظت نمايند! بنابراين چه بسا كه ايرانيان نظام را  بر باد دهند! اما مگر مي توان ادعاي حفاظت بيشتر از جان و مال يك كشور و نظام را نسبت به صاحب اصلي آن جان و مال داشت؟ مگر مي شود كه كس يا گروه ديگري جز ايرانيان براي ملك مشاع ايرانيان دلسوز تر از خود ايرانيان باشد؟ اگر نظام از آن ايرانيان باشد پس قاعدتا" بايد حافظان آن نيز هم ايرانيان در كليت خود باشند نه حزب الله. بنابراين ديدگاه واقعي و اصيل و بدور از ملاحظات امنيتي امامي كه طبيعتا" با سخنراني علني و عمومي وي آنهم در جمع دانشجويان بطور قطع متفاوت خواهد بود چيزي جز اين نمي تواند باشد كه كشور هم براي حزب الله است و نه ايرانيان! يعني اتفاقا" نه تنها ايران براي همه ايرانيان نيست بلكه ايران تنها براي بعضي از متدينين ايراني است! در غير اينصورت چگونه ممكن است كشور براي تمامي ايرانيان باشد، منشاء تشکیل نظام سیاسی نیز تمامی ایرانیان باشند اما حفاظت از آن بر عهده حزب الله باشد؟! اين حق وكالت به منظور حفاظت از كشور توسط حزب الله از سوي چه كسي و براي چه مدت و به چه منظور داده شده است؟! آيا حفاظت از ملك مشاع جز با رضايت و انتخاب مالكين آن ملك مشاع امكانپذير است؟! واقعا" ايرانيان در همان كليتي كه مد نظر سعيد امامي است، كجا و كي اين حفاظت از كشور و نظام مشروعيت يافته از طريق آراي ايرانيان را به حزب الله سپرده اند؟! مطلب ديگر اين است كه اساسا" اگر عده اي خود را حزب الله مي دانند چرا ديگراني نتوانند خود را حزب الله بدانند و در اين صورت اولويت حفاظت از نظام با كدام گروه از دو حزب الله موجود خواهد بود؟! به نظر مي رسد نگراني ذهن بيش فعال امنيتي/ افراطي سعيد امامي ناشي از يك توهم و پيش فرض خاص است كه اگر برابري حقوقي بين همه ايرانيان صرف نظر از دين، گرايش سياسي، قوميت، جنسيت و ... حاصل شود  قطعا" نتيجه اي جز برابري حقيقي نخواهد داشت و اين برابري حقيقي قطعا" به نفي هرگونه حق ويژه اي منجر خواهد شد! و چه خطري از اين بالاتر كه روزي نقش روحانيت بخاطر همين نفي حق ويژه كاهش يابد! چيزي كه در همين سخنراني نيز چندين بار از تحقق آن اظهار نگراني كرده است و حتي دكتر سروش را نيز بعنوان سمبل اسلام منهاي روحانيت آماج حملات خود قرار داده است! پس چه مجاهده اي از اين بالاتر كه با روشهاي اطلاعاتي شعار را از مضمون تهي و به گونه اي واژگونه كرد كه امكان بهره برداري صحيح از آن فراهم نشود. زماني ماركس از بت وارگي(فتيشيسم) كالايي سخن مي گفت و اينكه چگونه انسان اسير مصنوعات خود مي شود. اگر كالا كه به هر حال تجسد و تجسم عيني دارد قادر است نظم ذهني ما را واژگونه كند، مصنوعات ذهني آدمي با ساختن فضاي فرا واقع قادرند ما را دچار روان پريشيهاي به مراتب خطرناكتري كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 2:17  توسط هادی حبیبی  | 

 

 

 

 

 

امروز روز تولد من است

 

همچنين يك ساله شدن وبلاگ گفتمان اصلاحات

 

 

گفتمان اصلاحات: تولدم مبارك !

 

 

پی نوشت ۱ : حتما" در نظرسنجی "ارزیابی وبلاگ گفتمان اصلاحات" شرکت کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 2:9  توسط هادی حبیبی  |