تبليغاتX
گفتمان اصلاحات

گفتمان اصلاحات

وبلاگ اندیشه ای با رویکردی به حوزه های مختلف اقتصاد سیاسی و گاهی شخصی

 

 

يكي از بزرگترين اشتباهات ما (اصلاح طلبان پيشرو) اين بوده است كه بسياري از وقت خود را در انتخابات گوناگون صرف كساني مي كنيم( تحريميان) كه خود براي آدميت خود ارزشي قائل نيستند. چگونه خواهيم توانست كساني كه براي خودشان نقش "هيچ" قائلند را به حركت درآوريم و از آنان سيل به راه اندازيم؟! طبيعي است كه چنين كاري هزينه بسياري مي طلبد كه در توان يك ماه  و يك هفته نيست. روزي خواهد رسيد كه درصدي از اين افراد براي حفظ سرمايه، كارخانه، پرستيژشان هنگام مسافرتهاي خارجي و تفريحات معمولي و ... هزار و يك نقص فني پيدا كنند، به التماس بيافتند  و دست به دامن نيروهاي اصلاح طلب شوند! اما معلوم نيست ديگر آن روز براي ما و آنان جبران، امكان و فايده اي داشته باشد!

 

 

شوراها: در مورد انتخابات شوراها معتقدم اصولا" شوراها چه صنفي ، آموزشي و محلي نقش بسيار مهم و اساسي در تغييرات سياسي و حقوق شهروندان به عنوان سنگ بناي جمهوريت ايفا مي نمايند. بهترين ليست چه به لحاظ استراتژي سياسي و چه به لحاظ كارآمدي و كارشناسي براي اين دوره از شوراي شهر تهران ليست ائتلاف اصلاح طلبان است. تمام افراد اين ليست عناصري موثر و كارشناس هستند كه ابتدا به حرمت براي انسان و انسانيت قائل اند سپس به دنبال مشكلات شهري آنان نظير آلودگي هوا ترافيك و ... هستند. دليل تفاوت اين ليست با ليستهاي رنگارنگ و ميلياردي ديگر نيز دقيقا" در همين نكته است. ابتدا به رسميت شناختن انسانيت و سپس تدبير براي رفع مشكلات انسان.  در روز انتخابات با افتخار به اين ليست  و با همين ترتيب اهميت راي مي دهم:

 

۱- سيد شهاب الدين طباطبائي

۲- محمد علي نجفي

۳- معصومه ابتكار

۴- احمد مسجد جامعي

۵- قاسم تقي زاده خامسي

۶- زهرا صدراعظم نوري

۷- اسماعيل دوستي

۸- عباس ميرزا ابوطالبي

۹- سيد كامل تقوي نژاد

۱۰- افشين حبيب زاده

۱۱- الهه راستگو

۱۲- پيروز حناچي

۱۳- حسن كريمي

۱۴- علي نوذر پور

۱۵- هادي ساعي

 

 

 

مجلس خبرگان: مجلس خبرگان هيچ چيز وحشتناكي نيست كه برخي بيخود از آن مي ترسند و آن را نظير ديوي در ذهن خود پرورانده اند.

 

چينيان نقش ديو مي كرذند   پس بر آن خود غريو مي كردند

 

مجلس خبرگان فقط يك نهاد است درست مانند دوره اي از تاريخ مجمع تشخيص مصلحت نظام كه  فقط وجود اسمي داشت و هيچ تاثير برجسته اي از آن مشاهده نمي شد( دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني) اما تغيير در ساختار حقيقي قدرت (دوم خرداد و رياست جمهوري خاتمي) كاري كرد كه مجمع تشخيص مصلحت نظام  بسيار موثرتر از گذشته خود شود. خبرگان نيز دقيقا" چنين نقشي را دارد. بعنوان مثال همان شخصي كه جايگاه مجمع تشخيص مصلحت را متحول كرد مي تواند با ظرائفي خاص تغييراتي موثر و راهگشا را در مجلس خبرگان نيز اعمال نمايد. خبرگان در استراتژي  اصلاح طلبي و مشروطه خواهي درجه اول اهميت را داراست. چرا كه اساس مشروطه به محدود، كنترل، پاسخگو و انتخابی كردن قدرت است. وسيله قانوني اين كار در نظامي كه به اصلاح و نه براندازي آن معتقديم مجلس خبرگان است. پس بدون ترديد واگذاري خبرگان به حريف در صورتي كه تاثيرگذاري هم ممكن است و هم مفيد قدري شبهه برانگيز است. شايد كساني خواسته باشند ذيل فرشته اصلاح طلبي در جامعه ديني ايراني اهداف شخصي و احيانا" گروهي ديگري غير از آنچه در تابلوي خود نوشته اند را دنبال نمايند! تعجبم از اين است كه چگونه مي توان خود را اصلاح طلب يك نظام دانست اما نسبت به تاثير گذاري ولو بسيار حداقلي در مهمترين وسيله تحقق اصلاح و مشروطه كردن قدرت آن نظام بي تفاوت بود ؟! تفاوت اين بي تفاوتي ازباورمندي به اصلاحات براي تحقق دموكراسي است تا باور به انقلاب و امداد نيروهاي بيگانه به اميد دست يابي به دموكراسي! به هر حال با توجه به بازتوليد دوگانه دولت در ايران به اين معنا كه دولت در ايران بطور مكرر به جاي بازتوليد طرفداران خود بصورت خطاي سيستماتيك، عناصري ضد خود را نيز بازتوليد مي كند، مي توان در پيشبرد پروژه مشروطه خواهي اقدامات موثري انجام داد. بنابراين بدون شرمندگي در روز انتخابات براي مجلس خبرگان به اين افراد راي خواهم داد: 

 

۱- هاشمي رفسنجاني

۲- حسن روحاني

۳- هاشم زاده هريسي

۴- محسن موسوي تبريزي

۵- محمدرضا توسلي

۶- محسن قمي

۷- حسيني قائم مقامي

۸- فاضل گلپايگاني

۹- هادوي مقدم

۱۰- محسن اسماعيلي

 

 

 

مجلس شوراي اسلامي: در مورد مجلس شوراي اسلامي به حكم اين اصل فلسفي كه علت موجده هر شي علت مبقيه آن نيز هست، معتقدم اساس مجلس هفتم بر كودتا استوار بوده است. بنابراين مجلسي كه اولا" نفر اول مهمترين حوزه انتخابيه آن از آخرين نفر نمايندگان مجلس ششم در همان حوزه پائينتر باشد اما با نيروي غيبي و ابطال ۷۰۰ هزار راي به مجلس راه يابد و ثانيا" همين فرد با نمايندگي حداكثر ۱۲ درصد آراي شهروندان تهراني به عنوان عصاره مشاركت ملت! بر كرسي رياست مجلس هفتم تكيه زند نمي تواند بدون ساز و كارهاي كودتايي تداوم يابد. بنابراين چه فايده اي از حضور سهيلا جلودارزاده در چنين مجلس نامشروعي مي توان متصور بود؟! در روز انتخابات براي مياندوره اي مجلس هفتم راي نخواهم داد.

 

 

درهمين زمينه : اشکان مجللی  و  محمدرضا یزدان پناه

 

پی نوشت ۱ : ظاهرا" اخبار مربوط به آراء سازماندهی شده جدی است. بر اساس یکی از این گزارشها تعداد بسیار زیادی از اعضای رسمی و غیر رسمی حزب پادگانی را از شهرهای استان قم و اصفهان، برای رای دادن به یک فهرست خاص به تهران منتقل کرده اند و می کنند. این هم روایتی دیگر از حسین نورانی نژاد در همین زمینه. وقت تنگ است و سخن بسیار. فقط باید آمد. فعلا" همین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 17:22  توسط هادی حبیبی  |