تبليغاتX
گفتمان اصلاحات

گفتمان اصلاحات

وبلاگ اندیشه ای با رویکردی به حوزه های مختلف اقتصاد سیاسی و گاهی شخصی

 

 

 

"...[مسئولين] به مردم بگويند در قانون اساسي كه شما راي داديد برايش، وظيفه ما اين است. در لفظ فقط نباشد و در واقع خلاف. واقعا" سر فرود بياوريد به قانون و واقعا" سر فرود بياوريد به اسلام. لفظ را همه مي گويند. شايد شيطان را هم ازش بپرسند، مي گويد من انقلابي هستم! امروز همه انقلابي هستند! امروز همه دلسوز براي ملت هستند! ... اين مردمي كه شماها را روي كار آورده اند، اين مردم زاغه نشين كه شماها را روي مسند نشانده اند، ملاحظه آنها را بكنيد و اين جمهوري را تضعيفش نكنيد. بترسيد از آن روزي كه مردم بفهمند در باطن ذات شما چيست و يك انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسيد كه ممكن است يكي از "ايام الله" – خداي نخواسته – باز پيدا بشود و آن روز ديگر قضيه اين نيست كه برگرديم به ۲۲ بهمن. قضيه [اين] است كه فاتحه همه ما را مي خوانند!" 

          

صحيفه نور٬ جلد ۱۴ صفحه ۳۸۰

 

نكته جالب اين جاست: ايشان روزي را كه مردم، مسئولين را بدليل رفتار غير قانوني و خلاف موازين اسلامي منجر به تضعيف جمهوريت، نخواهند كماكان يوم الله ناميده اند، هرچند آن مسئولين ادعاي انقلابي بودن نمايند و يا خود را براي ملت دلسوز بدانند! (از دید امام این نامگذاری حتي در قالب قيام منجر به ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ كه فاتحه همه از مقام رهبري تا بقيه مسئولين خوانده شود نیز رسمیت می یابد، چه رسد به انتقادات معمولي و تصميمات متغير و زمانمند مردم كه بطور مثال در انتخابات گوناگون نمايان گردد) ملاك الهي دانستن آن "یوم" به گذشته آن مسئولين و شعارهاي جاری بر زبان آنها ربطي ندارد. از نظر امام رفتار غيرقانوني و بر خلاف موازين شرع مسئولين است كه از يوم مخالفت با آنان، يوم الله مي سازد و از همين روست كه عدم تمايل خود از تحقق اين واقعه را با ذكر عبارت "خداي نخواسته" نشان مي دهند. اما امروز اگر با صد كنايه و ايهام و با هزار خداي ناكرده و زبانم لال كسي جرات طرح اين سوال را از مسئولين كنوني نمايد با چه پاسخي مواجه خواهد شد؟ آيا آن روز را يوم الشيطان و فريب خوردن مردم توسط دشمن نخواهند دانست؟! و اما اكنون، حكومت يكپارچه با افزايش انسداد سياسي، رذائل اخلاقي و تحجر دینی و فرهنگی، فساد اقتصادي، ماجراجويي يا امتيازدهي جهت بحران يا سكوت خارجي و با بحران آفريني در نظام تصميم گيري، حذف  شديد نيروهاي درون جناحي و تبديل منتقدين درون محفلي به عناصر غيرخودي، ايجاد ياس و نااميدي شديد در بين نيروهاي خودي و عموم شهروندان نسبت به عدم تحقق وعده و وعيدها و افزايش ناراضيان عليرغم افزايش درآمد نفتي، به سرعت به سمت انفجاري از درون و به احتمال خيلي ضعيفتر از بيرون در حال حركت است. پاشنه آشيل اين دولت مهرورز، بي لياقتي و بي كفايتي آن در حوزه كارآمدي است. تا امروز اگر نگران ناكارآمدي به علت انحراف از مسير امام و شعارهاي انقلاب بوديم اما ظاهرا" از امروز بايد نگران انحراف از مسير مقام رهبري هم باشيم! آنجا كه مقام رهبري سخن از رسيدگي به گراني های اخیر و برگزاري انتخابات سالم و بدون حاشيه بر زبان مي راند و اين سخنان توسط اجزاي دولت مهرورز به برخورد با تخلفات وام كلان آقاي رستمي - بانک پارسیان - خلاصه مي گردد و به معرفي اقدامات اصلاح طلبان اعم از پيشرو و پسرو! بعنوان مصداق مورد نظر رهبري فرافكني مي شود! عجب فرجامي  است آنچه اين ملت و نخبگان هردو به دست هم آفريده اند!

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 21:4  توسط هادی حبیبی  | 

 

آزادي مذهب و عقيده ديني يكي از حقوق مسلم و بديهي شهروندان در اين روزگار است. يكي از مهمترين موارد گزارشات نقض حقوق بشر در سراسر دنيا نيز به نقض همين اصل ساده و بديهي اختصاص يافته است. كشور ما متاسفانه در اين زمينه هم حائز درجات بالاي نقض اين عنوان گرديده است. جديدترين مورد آن همين قضاياي مربوط به آيت الله كاظميني بروجردي است. در اين مورد از دو زاويه مي توان به ارائه بحث پرداخت: اينكه ممكن است ايشان آيت الله باشد يا نباشد يا اينكه ممكن است ايشان سخن ناصوابي گفته باشد يا نباشد. حتي اينكه ممكن است هدف ايشان مبارزه اساسي و اصيل باشد يا نباشد و اينكه نهايتا" تفكرات وي ادامه همان جريان حجتيه مهدويه باشد يا نباشد. اين موارد از جمله سوالاتي است كه در قالب بحث اول مي گنجد و  فعلا" قصد اين نوشتار  پاسخ به چنين سوالاتي نيست. اما سخن اين است، آيا نظام جمهوري اسلامي نبايد از چنان ظرفيتي برخوردار باشد تا به مثابه مصداق آيه شريفه "لا اكراه في الدين" اقتدارش ريشه در "قد تبين رشد من الغي" رفتار و عملكردش داشته باشد؟  چرا بايد سستي و كاهلي خويش را مايه تضعيف دين و ديانت قرار دهيم؟ به راستي مگر كاظميني بروجردي و حاميان وي چه گفته اند كه اينگونه مورد قلع و قمع قرار گرفته اند؟ مگر وي حرفي تازه تر از اسلاف خويش نظير آيت الله حلبي و ... گفته است كه اينگونه بايد با وي برخورد شود؟ مگر امام راحل كه درود و رحمت خدا بر او باد با همين جماعت با بهترين شيوه هاي نظري و عملي مقابله نكرد؟ از اين مورد جدي تر، مگر امام با بهائيت سازمان يافته و رسوخ كرده در رگ و پي نظام پهلوي با شيوه هاي اصلاح گرايانه خود مقابله نكرد و طومار نفوذ آنان را در هم نپيچيد؟ چرا نمي خواهيم به تجربه اي موفق و آزمون پس داده آن هم توسط كسي كه همه اجزاي نظام از بامداد تا شام خود را وامدار وي مي دانند عمل كنيم و اصرار داريم كه كوره راههاي صعب و دشوار آزمايش نشده پرخطر را طي نماييم؟ حال آنكه در اين مورد نتيجه اين اقدامات از قبل و به حكم تجربه مشخص است. به نظر مي رسد مشكل جاي ديگري باشد، آقايان از تاثير پذيري مردم توسط ديگران نگرانند. اما اين نگراني از نظر خداوند متعال پشيزي ارزش ندارد. مطابق بيان مكرر قرآن، خداوند به دشمنان آشكار و نهان پيامبران ( چه برسد به طايفه اي از دينداران عامل به شريعت محمد(ص)) آزادي و ميدان عمل داده است تا در برابر مكتب و مرام توحيدي،(چه برسد به یک طرز تلقی خاص درون دینی) سخنان به ظاهر آراسته‌اي عرضه نمايند و گوش دل ناباوران آخرت(چه برسد به ملت ایران که به گفته خودشان ملتی مومنند) آنها را هم بشنود، تا آنها هم راضي شوند و آنچه مي‌خواهند كسب نمايند (انعام ۱۱۳ و ۱۱۲). چنين آزادي و اختياري كه از فلسفه آفرينش انسان و ابتلاي او در گزينش مستقل راه خير و شر ناشي مي‌شود، اگر همواره ناديده گرفته شده و مردم{توسط عده اي} يتيم و صغير و سفيه شمرده ‌شوند و از تاثير ديگران بر روي آنها همواره اظهار نگراني شود، ربطي به اسلام ندارد، به خودشان مربوط است. در اين مورد سخنها بسيار است كه از حوصله خارج است تنها بايد گفت: آقايان زاويه ديدتان غلط است، تا دير نشده خودتان را اصلاح كنيد. در انتها از خداوند بزرگ خواهانم كه عيد فطر روزه داران از مصيبت گناه بدر آمده را به فطر آزادی تمامي آزادي خواهان دربند - به خصوص اين گرفتارآمدگان اخير – پيوند دهد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 20:43  توسط هادی حبیبی  |