تبليغاتX
گفتمان اصلاحات

گفتمان اصلاحات

وبلاگ اندیشه ای با رویکردی به حوزه های مختلف اقتصاد سیاسی و گاهی شخصی

 

 

مي گوييم: اگر منصوب بودن ولي فقيه از ديد شما از نوع نصب خاص است دليل اثبات آن وجود آيه اي در قرآن يا دستخط و نوشته اي در احاديث جهت تعيين شخص خاصي است، دليل شما در اين مورد چيست؟

 

مي گويند: اينگونه كه نيست البته!

 

مي گوييم: پس قبول داريد كه نصب مورد ادعايي شما اگر خاص نباشد لاجرم عام است؟

 

مي گويند: آري

 

مي گوييم: بنابراین قبول داريد كه همه فقهاي جامع الشرايط به يك ميزان و بطور برابر منصوب عام هستند و هيچكس در اين زمينه برابرتر و لذا منصوبتر نيست؟!

 

مي گويند: آري

 

مي گوييم: اگر اينگونه است مجلس خبرگان به چه حقي با قيامي و قعودي و احيانا" با بالا بردن دست يا عصا، تنها اين حق را به يك فرد مي دهد و ساير فقهاي جامع الشرايط را از اعمال ولايت محروم مي نمايد؟

 

مي گويند: چون نظر خبرگان نظر جمعي كارشناس و مجتهد شناس ديني است كه اين توانايي را دارند تا يك نفر را انتخاب نمايند. ضمنا" به حكم عقل نيز نمي توان حكومت دو حاكم را پذيرفت.

 

مي گوييم: چرا در اين مورد بطور مثال نظر حوزه هاي علميه نجف، قم، مشهد، اصفهان، جبل عامل و ... ملاك نيست و تنها به نظر خبرگان مندرج در قانون اساسي استناد مي كنيد؟

 

مي گويند: چون خبرگان، منتخب مردم كشور ايران هستند.

 

مي گوييم: پس قبول داريد كه عامل رسميت بخشيدن به انتخاب خبرگان كارشناس بودن آنان نيست بلكه نمايندگي آنان از سوي مردم است. بنابراين به حكم عقل وقتي نمايندگان مردم حق حاكميت خود را به جمعي واگذار كردند، شرعا" و قانونا" حق اعمال ولايت از ديگر فقها سلب خواهد شد. در غير اينصورت تحت هيچ شرايطي نمي توان فقهاي جامع الشرايط ديگر را از اين نصب عام خلع نمود. از طرفي نتيجه مشخص خواهد بود كه از اعمال ولايت دهها بلكه صدها فقيه جامع الشرايط چه بر سر اسلام و كشور خواهد آمد!

 

مي گويند: درست است كه مردم نقش دارند اما نقش آنها در مقبوليت است نه در مشروعيت. رضايت مردم در مقبوليت نظام نقش دارد نه در مشروعيت!

 

مي گوييم: آيا مي توان چنين تصوري كرد كه رضايت مردم در تشكيل حكومتي نقش نداشته باشد اما آن حكومت همچنان مشروعيت داشته باشد؟ چنين حكومتي تاكنون وجود خارجي داشته است؟ بنابراين يا بايد قبول كنيد كه پاسخ قبلي خود مبني بر علت و نه زينت بودن راي مردم در تعيين رهبري را به دروغ گفته ايد يا اينكه اگر راي مردم را علت نمي دانيد شرعا" هيچ مقامي حق خلع هيچيك از فقهاي جامع الشرايط كه به طور عام منصوبند را ندارد. هر دو را هم كه با هم نمي توان جمع كرد يعني نمي توان گفت كه از يك طرف مردم در انتخاب رهبر نقشي ندارند و از طرف ديگر، ساير فقهاي جامع الشرايط به محض انتخاب رهبري از حق اعمال ولايت معزولند. پس به ناچار بايد يكي را انتخاب كرد!  

 

مي گويند: بنا به مصلحت بايد گفت كه مردم نقش دارند!

 

مي گوييم: بنا بر حقيقت يا مصلحت در نتيجه عمل واقعي و آن چيزي كه در عالم واقع رخ خواهد داد تفاوتي ايجاد نخواهد كرد غير از اينكه تحقق مصلحتي آن راه طفره رفتن در آينده و پيشبرد طرح آماده شده و كلان تشكيل حكومت اسلامي به جاي جمهوري اسلامي را باز خواهد گذاشت. تا بتوان هم از سر مصلحت جام زهر دخالت مردم را نوشيد و هم امكان بازنوشاندن آن به مردم را در برهه اي ديگر فراهم ساخت! آنچه مي توان به عنوان يكي از نتايج پذيرش اين موارد تشخيص داد اين است كه ظاهرا" به نظر مي رسد مادام العمر نبودن رهبري مي تواند ايرادي نداشته باشد و با تحقق آن همچنان حكومت را هم مردمي و هم شرعي دانست. چرا كه اولا" راي مردم در انتخاب فقيه تعيين كننده است، ثانيا" فقها همه به يك ميزان منصوبند. بنابراين هيچ دليلي مبني بر اينكه تنها شرايط شرعي و مندرج در قانون اساسي تنها در يك فقيه و تا ابد محصور است در دست نيست بلكه اين محدوديت از زوايايي خلاف شرع هم نيز هست. چرا كه بدون جهت براي امري مباح و حلال محدوديتي غير عقلاني وضع كرده است. پس بدليل اينكه هم نظر مردم مي تواند متغير باشد و هم با چرخشي بودن انتخاب فقها بهتر مي توان كارآمدي و جامعيت نظريه نصب عام را نشان داد و ساير فقها را نيز در اين امر سهيم و دخيل دانست به نظر مي رسد اينگونه هم نظر مردم بهتر و دقيق تر تامين خواهد شد و هم به تكليف ديني بهتر عمل خواهد شد.

 

مي گويند: هرطور كه عوامل بيگانه مي خواهند استنباط نمايند! همه اين حرفها را زديد تا رهبري را تضعيف كنيد و حرف دلتان را بزنيد. شما مي خواهيد از اين طريق عقده هاي فروخفته خويش را التيام بخشيد. صد البته كه اين مي گويندها هم القائات شماست نه نظرات طرفداران رهبري! كاش بويي از دين و ديانت برده بوديد. اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 14:25  توسط هادی حبیبی  | 

 

 

چند روزي است كه فضاي كشور به شدت تحت تاثير انتشار نامه اي موسوم به "دلايل پايان جنگ" قرار گرفته است اما نكته اي در اينجاست كه تاكنون نسبت به آن تذكر داده نشده است. همه آقاي هاشمي را به عنوان اولين منتشر كننده اين نامه معرفي كرده اند، غافل از اينكه سالها پيش و در جريان انتشار كتاب خاطرات آيت الله منتظري، اين نامه تحت عنوان پيوست شماره ۱۳۷ منتشر گرديده است. شايسته بود دست اندركاران خبري مستقل و محقق به اين نكته اهتمام مي ورزيدند. اي كاش اهالي قدرت نيز لااقل يكبار هم كه شده از ابتدا تا انتهاي كتاب خاطرات ايشان را مي خواندند تا بتوانند در مواقع اين چنيني حامی حقیقت باشند. اگر دسترسي به كتاب ايشان براي عموم مردم به سهولت ممكن نيست براي قدرتمندان و اصحاب تحقيق كه هست. اينجانب نيز چندي پيش با ذكر همين نامه به نقل از كتاب خاطرات ايشان مطلبي داشتم. با چنين منطقي لابد من نيز بايد خود را اولين منتشر كننده اين نامه بدانم چرا كه زودتر از آقاي هاشمي اقدام نموده ام! شما را به خدا بس كنيد و اينهمه ظلم بر ظلم مضاعف در حق اين عالم برجسته شيعي روا مدارید. بار دیگر تجربه متعفن قرباني شدن صداقت، شفافيت و صراحت سياسي را به پاي شيطنتها و رو كم كنيهاي مسخره سیاسي ناشي از محافظه كاري فرصت طلبانه را به نظاره منشنيد و با سكوت مرگبار خود تلخي آن را مضاعف نسازيد. اين منتظري بود كه براي اولين بار و در سالهاي ميدان داري گروههاي فشار و سركوب اين نامه را منتشر ساخت و در همان كتاب پرده از بسياري از واقعيتهاي ديگر اين چنيني نیز برداشت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 15:44  توسط هادی حبیبی  | 

 

 

هنوز از خاطره ها نرفته است كه شيخ محمد يزدي رئيس سابق قوه قضائيه با طرح مضحك و چندش آور حذف دادسراها از سيستم قضايي در پي احياي قضاوت بر سياق علي(ع) بود تا قاضي خود يك تنه بر تخته سنگي بنشيند و قضاوت نمايد! اما ديديم كه آنچه وي به فرد پس از خود تحويل داد -  به اقرار خود آن تازه رئيس شده در آن زمان - چيزي جز ويرانه اي نبود! هيچكس هم نبود كه از اين مقام زيردست بخواهد شما بر چه اساسي اين كار را كرديد كه از اين اقدام شما هزاران هزار نفر انسان حقوقشان نقض شد و چه رايها كه به فرجام عدالت نرسيد؟! البته بدون اينكه آب از آب تكان بخورد دوباره همان سيستم قبلي دادسراها احيا شد. انگار كه دادسراها براي اولين بار در ايران تشكيل شده اند! و البته دريغ از يك پوزش خشك و خالي چه رسد به پاسخگويي! امروز بار ديگر همان تجربه ننگين بصورت ديگري در حال تكرار است. طرح جامع انتخابات مي رود كه از اساس و بطور رسمي بساط برگزاري انتخابات آزاد را برچيند. در اين مطلب ترديدي نيست كه سرانجام روزي از اين طرح نيز حقيرانه عقب نشيني شود! اما آنچه جبران ناپذير است، ضرر و زيان و خساراتي است كه از اين رهگذر -  مانند هميشه -  نصيب مردم مظلوم خواهد شد. اين طرح آخرين حلقه پروژه نظارت از نوع استصوابي است كه در صورت تحقق، به دليل تكميل انسداد سياسي در حاكميت، مشكلات اساسي بوجود خواهد آورد. بيهوده نيست كه محدود كنندگان بي همتا در سه عرصه نظامي، سياسي و امنيتي اينگونه دست در دست هم داده اند تا نظام را براي هميشه از خطر برهانند! اگر طرح يزدي رفت كه بساط عدالت را برچيند اين يكي مي رود كه اساس آزادي را معدوم نمايد. اولي متحجرانه بدنبال حذف واسطه بود براي تحقق عدالت و دومي آگاهانه بدنبال خلق واسطه است براي عدم تحقق آزادي . به نظر مي رسد بتوان با اتخاذ راهكارهايي، افكار عمومي را نسبت به عواقب تصويب اين طرح آگاه كرد و از اين طريق -  فشار افكار عمومي -  مانع تصويب آن شد. نمايندگان اقليت مجلس مي توانند با درخواست تجمع مخالفين اين قانون همراه  با سخنراني يكي از اعضاي اقليت - مثلا" آقاي شجاع پوريان - در مقابل مجلس مخالفت خود را با تصويب اين طرح اعلام نمايد و احزاب اصلاح طلب نظير جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، مجمع روحانيون مبارز، مجمع مدرسين حوزه علميه قم، كارگزاران سازندگي، اعتماد ملي و ... نيز با انتشار يك بيانيه مشترك، اعلام خطر خود نسبت به حذف کامل جمهوريت نظام را بصورت مشترك و با حمايت نمايندگان اقليت و شركت كنندگان در مراسم اعلام نمايند.  

 

دلم مي خواهد بگويم : فاعتبروا يا اولي الاحقاد   

 

اما كلام خداوند اين است: فاعتبروا يا اولي الابصار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 20:10  توسط هادی حبیبی  |