
جامعه جهانی با هدف کاهش و نابودی ذخایر موجود سلاح های کشتار جمعی و ممانعت از تولید و تکثیر آنها، طی قرن بیستم به ویژه در دهه های آخر آن به سوی ایجاد و انعقاد رژیم ها، معاهدات، توافقنامه ها، کنوانسیون ها و پروتکل های متعددی گام برداشته است. برخی از آنها نظیر کنوانسیون ژنو در مورد منع کاربرد سلاح های شیمیایی از عمر و سابقه ای طولانی تر برحوردار هستند و بعضی دیگر هنوز در مرحله امضاء و تایید توسط دولت ها و برخی دیگر در مرحله مذاکره و مباجثه بین نمایندگان دولت ها هستند. مهمترین این کنوانسیون ها و معاهدات در حوزه سلاج های کشتار جمعی که جمهوری اسلامی ایران نیز به آنها پیوسته است عبارتند از:
۱- کنوانسیون منع گسترش تولید و ذخیره سازی و استفاده از سلاح های شیمیایی یا CWC
2- کنوانسیون منع گسترش تولید و ذخیره سازی سلاح های میکروبی یا BWC
3- کنوانسیون منع جامع آزمایش های هسته ای یا CTBT
4- پیمان عدم تکثیر سلاح های هسته ای یا NPT
یکی از این پیمانها، پیمان عدم تکثیر سلاح های هسته ای است. این پیمان با هدف جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای و تکنولوژی هسته ای به وجود آمده است و نوعی رژیم همکاری را بین کشورهای دارای سلاح های هسته ای و کشورهای فاقد این سلاح ها برقرار می کند. این پیمان دو حوزه عمده را شامل می شود:
یکم: کاهش ذخایر موجود کشورهای برخوردار و نابودی تدریجی سلاح های آنان
دوم: منصرف کردن کشورهای نابرخوردار از تلاش برای دستیابی به سلاح های هسته ای و فراهم کردن فرصت و امکان دستیابی آنان به انرژی و تکنولوژی هسته ای برای مصارف صلح آمیز تحت مراقبت های امنیتی آژانس بین المللی انرژی اتمی
با ظهور این معاهده در واقع دنیا به دو طبقه برخوردار و نابرخوردار تقسیم می شود. به عبارت دیگر دولت های دارای سلاح هسته ای و دولت های فاقد سلاح های هسته ای
اما پروتکل الحاقی بین آژانس بین المللی انرژی اتمی و هریک از کشورهای عضو NPT به طور جداگانه امضا می شود. پروتکل منعقده بین آژانس بین المللی انرژی اتمی و کشورها می تواند شامل قواعد سخت گیرانه ای باشد. از جمله برخی از عبارات محدود کننده از قبیل "بازرسی در هر زمان و هرکجا" که می تواند در متن پروتکل گنجانیده شود که بازرسان آژانس بدون اطلاع قبلی هرجا را که مایل باشند بازرسی کنند. نکته قابل توجه اینکه پروتکل دارای دو بخش الف و ب است بخش الف به نظارت قبلی بر اساس NPT مربوط است اما بخش ب به عنوان مهمترین بخش به زیر مجموعه های فرعی تقسیم می شود که به آن "Subsidiary Arrangement" می گویند. این زیر مجموعه ها باید تک تک مورد مذاکره و امضاء قرار گیرد. پروتکل دارای ابزارهای دخالت آمیز بوده و تاثیر مستقیم بر میزان حاکمیت ملی می گذارد.
اگر بخواهیم کشورهای جهان را با میزان فعالیت هسته ای آنها تقسیم بندی کنیم می توان این کشورها را به شش دسته تقسیم نمود:
- دسته اول کشورهای دارای سلاح هسته ای قبل از سال 1967 میلادی هستند که توانسته اند موافقت کشورهای جهان را برای داشتن سلاح هسته ای کسب کنند. آمریکا، روسیه چین، فرانسه و انگلیس در این گروه قرار می گیرند.
- دسته دوم کشورهایی هستند که بعد از اجرایی شدن پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای توان هسته ای - نظامی خود را توسعه داده اند. هند، پاکستان، اسرائیل و کره شمالی در این دسته قرار می گیرند. سه کشور اول به پیمان نپیوسته بودند و کشور چهارم از پیمان خارج شده است. کره شمالی و اسرائیل تنها کشورهایی هستند که نیروگاه هسته ای ندارند اما به کلاهک هسته ای دست یافته اند.
- دسته سوم دارندگان توان هسته ای صلح آمیز بالا، اعم از نیروگاههای متعدد یا چرخه سوخت ناقص یا کامل هستند. ژاپن، کانادا، آلمان، کره جنوبی، اسپانیا، سوئد، اوکراین، سوئیس، فنلاند، بلژیک، برزیل، آفریقای جنوبی و آرژانتین در این گروه قرار می گیرند.
- دسته چهارم کشورهای دارای نیروگاه هسته ای هستند ولی در حد دسته سوم نیستند. اسلوونی، اسلواکی، بلغارستان، تایوان، جمهوری چک، ارمنستان، رومانی، لهستان، لیتوانی، مکزیک و هلند در این دسته قرار می گیرند.
- دسته پنجم کشورهایی هستند که توانایی هسته ای محدودی داشته اند و یا دارند اما هنوز نیروگاه هسته ای هم ندارند. ایتالیا، عراق، لیبی، الجزائر، استرالیا، اتریش، شیلی، مصر، اندونزی، نروژ، ترکیه، صربستان، قزاقستان و بلاروس در این دسته قرار می گیرند. استرالیا مورد خاصی است که چرخه سوخت ناقصی در اختیار دارد، ارزان ترین اورانیوم را از معادن خود استخراج می کند و بزرگترین صادر کننده اورانیوم معدنی تلقی می شود. ترکیه و ایتالیا در صدد ساخت نیروگاه هسته ای هستند. فعلا" ایران با داشتن یک نیروگاه در حال ساخت و بخش هایی از فرآیند چرخه سوخت هسته ای در این دسته قرار می گیرد.
- دسته ششم سایر کشورهای جهان را شامل می شود. بعضی از آنها مثل ویتنام به تازگی در صدد ساخت نیروگاه هسته ای برآمده اند.
سیر سیاسی - تاریخی :
با توجه به سیر تاریخی - حقوقی فوق جامعه بین المللی بعد از جنگ جهانی دوم و ساختار غیر واقعی جامعه ملل به تدریج فرآیند گذار به انعکاس ساختار حقیقی قدرت جهانی را آغاز نمود. جامعه ملل به دو دلیل عدم نمایندگی ساختار قدرت واقعی جهانی و تقلیل مفهوم دموکراسی به صلح نتوانست از وقوع جنگ جهانی دوم جلوگیری نماید در حالیکه سازمان ملل متحد هرچند توانست از طریق تاثیر گذار نمودن قدرت های واقعی جهانی که مهمترین مولفه آن برخورداری از سلاح هسته ای بود، انعکاس ساختار حقیقی قدرت را واقعی تر نماید اما کماکان نتوانست مشکل پیگیری دموکراسی در درون واحدهای ملی را حل نماید. امروز به نظر می رسد نظم جدید ساختار نظام روابط بین الملل با یک ابر قدرت(آمریکا)، چند قدرت جهانی (اتحادیه اروپا) و چند قدرت منطقه ای(ژاپن، برزیل) سامان می یابد. ترکیب سران 8 کشور صنعتی (آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه، کانادا، ژاپن و استرالیا) به جای شورای امنیت سازمان ملل متحد نمونه ای از شکل گیری چنین نظمی است. به این ترتیب در نسل سوم سازمانهای بین المللی هم مشکل عدم انعکاس قدرت واقعی حل شده است و هم به صلح به عنوان پدیده ای در امتداد تحقق دموکراسی در درون واحدهای ملی نگریسته می شود. در این نظم جدید دیگر برخورداری از سلاح هسته ای دلیل قدرتمند بودن نیست و کشورهایی که در این توهم به سر می برند همانقدر به بیراهه کشیده خواهند شد که فکر می کنند کماکان دنیا در عصر دوقطبی زیست می کند. امروز کشورهایی چون ژاپن، کانادا و استرالیا که فاقد سلاح هسته ای هستند می توانند بسیار جدی تر و پایدارتر از کشورهایی چون چین و روسیه تاثیر گذاری نمایند. با توجه به اینکه پیگیری سیاست خارجی یک کشور مانند بازی فوتبال نیست که حتما" یک بازنده و برنده داشته باشد بلکه اتفاقا" در اغلب موارد دو حالت "برد - برد" و "باخت - باخت" امکان وقوع می یابد. بر این اساس می توان چهار الگوی پیگیری مطالبات هسته ای را در جامعه جهانی معرفی نمود. مدل عراق(سقوط)، مدل کره شمالی(فلاکت)، مدل لیبی(تسلیم) و مدل ژاپن. اگر از نمونه مدل تسلیمی لیبی و سقوط عراق که در چارچوب راهبرد برد - باخت است صرفنظر نماییم. عملا" دو راه پیش روی ماست: رویارویی ماجراجویانه و شفافیت و اعتماد سازی. اگر هدف استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای باشد امروز ژاپن بدون رویایرویی ماجراجویانه و با شفافیت و اعتماد سازی جهانی بالاترین توان هسته ای صلح آمیز را در جهان در اختیار دارد. ضمن اینکه عدم برخورداری از سلاح هسته ای نیز باعث فقدان تاثیرگذاری این کشور در عرصه جهانی نشده است.
نتیجه:
جهانی شدن اقدامات هسته ایران برای اولین بار در سال 1381 و در پی گزارش خبری شبکه CNN آغاز شد. مدیریت پرونده هسته ای ایران در داخل کشور ابتدا بصورت مستقل و توسط دولت آقای خاتمی و در ادامه، ذیل مدیریت شورای امنیت ملی و آقای حسن روحانی ادامه یافت. در این دوره محور اصلی مذاکرات اعتماد سازی جهانی با موضوع تاکید بر حق بهره مندی از انرژی صلح آمیز هسته ای بود. مهمترین دستاورد عملکرد تیم مدیریت پرونده هسته ای در دوران دولت اصلاحات پذیرش پروتکل الحاقی و باقی ماندن این پرونده در آژانس انرژی اتمی به عنوان نهادی حقوقی – سیاسی در مقابل شورای امنیت که نهادی صرفا" سیاسی است بود. در آژانس آمریکا یک کشور از 35 عضو شورای حکام و با یک حق رای بود در حالیکه در شورای امنیت آمریکا یک کشور از 15 کشور و با نفوذترین آنان و دارای حق وتو. بنابراین طبیعی بود که ارسال پرونده به شورای امنیت و دریافت قطعنامه از سوی این شورا نه یک پیروزی، بلکه یک شکست تمام عیار بود که در دوره دولت نهم و دولت بعد از نهم اتفاق افتاد. در دولت اصلاحات و تیم آقای روحانی به جای اقدامات ماجراجویانه که پرونده هسته ای را روانه شورای امنیت نماید، مذاکره با تمام طرف های موجود در شورای حکام - 35 کشور - بدون مذاکره مستقیم با آمریکا - به علت مخالفت مقام رهبری – در دستور کار قرار داشت. مهمترین دستاورد این مذاکرات پیگیری یک گام عقبتر طرف ایرانی از مطالبات یک گام جلوتر طرف های اروپایی و قطعنامه های شورای حکام بود. به عنوان مثال جدی ترین قطعنامه شورای حکام مربوط به تعلیق غنی سازی و کلیه فعالیت های مرتبط با آن در حالی صادر شد که با مذاکرات صورت گرفته تنها عمل غنی سازی آن هم به تعریف آژانس مورد پذیرش قرار گرفت و در صورتی که پرونده ایران مختومه اعلام می شد تازه به سطح قطعنامه شورای حکام (تعلیق کوتاه مدت سایر فعالیت های مرتبط) می رسید. هرچند به دلیل نقض تعهد طرفهای اروپایی در مختومه اعلام نمودن این پرونده، ایران نیز تعلیق کوتاه مدت غنی سازی را در دستور کار قرار داد.
شخصا" بر این باورم که به گمان اقتدارگرایان کودتاچی در دوره جدید! (حاکمیت غیر ملی و حکومت غیر اسلامی) دستیابی به سلاح هسته ای با هیچ مانعی روبرو نیست! نه مانع داخلی، که فتنه اصلاح طلبان به اکسیر کودتا عقیم مانده است! و نه به برکت مذاکره پنهانی با آمریکا از آن مقاومت سرسختانه جامعه بین المللی اثری مشاهده می شود! پس تنها زحمت باقی مانده انکار کلامی ساده سلاح هسته ای خواهی و بنای سیاست خارجی بر این انکار و تکرار مداوم آن است. غافل از اینکه فشار ملی بر سر این موضوع از بین نرفته بلکه از یک حالت (دولت داری) به حالت دیگر(فشار اجتماعی) تغییر یافته است و نظم جهانی نیز متاثر از تعامل اراده ابرقدرت، قدرت های جهانی و قدرت های منطقه ای است نه اراده دو بلوک شرق و غرب عصر دو قطبی! در شرایط عادی و معاملات پشت پرده با آمریکا در شرایط بحرانی! ضمن اینکه مردم ایران و دنیا از وجود اصلی به نام "تقیه" در فقه شیعه آگاهند و به خوبی درک می کنند که اینگونه انکارها در قالب این اصل شیعی صورت می پذیرد. تنها راه تامین منافع ملی در پرونده هسته ای اتخاذ راهبرد برد - برد است که لوازم این راهبرد نیز عبارتند از: عدول از عزم جزم سلاح هسته ای خواهی به استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای، برخورداری از پشتوانه حاکمیت ملی و شفافیت و اعتماد سازی جهانی.
در همین زمینه:
- برزيل عضو غير دائم شوراي امنيت شد
- پيام تبريك احمدىنژاد به رئيس جمهوري برزيل
- سرنوشت 1500 کیلوگرم اورانیوم غنی شده در ایران چه میشود ؟
پی نوشت:
- فتوای فقیه عالیقدر حضرت آیت الله منتظری در خصوص سلاح های هسته ای
- میرحسین و خاتمی با یکدیگر دیدار کردند